تبليغاتX
هم ناله کمکی کن
یک قدح می ‌نوش کن بر یاد من/گر نمی‌خواهی که بدهی داد من ...

من از برای مصلهت در حبس دنیا مانده ام

حبس از کجا

من از کجا مالک که را دوزدیده ام

سلام

چند روز ی هست که شب ها از بس خسته می شم

بی اختیار خوابم می بره

و اصلا حوصله هیچ کس و هیچ کاری رو ندارررررررررم

امشب هم فقط به خاطر هم ناله هام آومدممممم

هجران بلای جان شد

یارب بلا بگردان

تا حالا چند بارشده که دیدم مرگ تا چند قدمی من آمده

و برگشته

یکیش مربوط می شه به دو سه هفته ی پیش

که اگر خدا به دادم نرسیده بود دیگه این وبلاگ به روز نمی شد

من به خاطر کاری که دارم

اکثر وقتا با برق سه فاز دستگا راه اندازی می کنممممم

به یه دستگاهی الکترو موتور بسته بودم آزمایشش کردممم

بعدش سرگرم کارهای دیگم شده بودم

( بدون این که فیوز برق سه فاز رو بزنم )

بعد از یه ده دقیقه برگشتم که سیم ها رو از دستگاه

جدا کنمممممممممممممم

خم شدمممم

یهو یه فکری بهم گفت که سیم ها رو فقط بگش خودش جدا می شه

وقتی سیم ها رو کشیدمممممممممممممممم

یه جرقه زدددددددددد

و دیدم که فیوزو نزدممم

خلاصه اگه دستم رو می زدم به سیم های برق

مرگم حتمی بووووود

نمي دانم عشق را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود.

بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود.

بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود.

بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود.

وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

یه موضوع جالب

بهترین شعری که تا حالا شنیدین چیه؟؟

برام بنویسددددددددد هاااااااا......

من جوابم رو تو پست بعدی میدم

+ خط خطی شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:41  توسط مهدی  | 

دو سه روزی که غیبت داشتمممممم

رفته بودم تهران

هم تجاری بود هم سیاحتی جای شما خالی

هر چی کم کرده بودم برگشتتتتتتتتتت (وزن )

این تهران رفتن منم جریانی بودددددد از اون جریانااا

رازي را که در سينه دارم به تو بگويم.

اما نتوانستم.

دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري

اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.

ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي

تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم.

ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام:

"با تمام وجود دوستت دارم"

نمی دونم چرا از خیلی از آدم ها رو دوست ندارم

یا بعضی وقت ها از شون نفرت دارم

نمی دونم آدم های کنار من خیلی بدن یا من

همه رو بد می بینمممممممم

راستش کار های آدم های اطرفم رو نمی تونم فراموش کنم

کار های ناجوان مردانشونو

یه نصیهت به خودممممممممممممممم

عاشق عاشقي باش و

دوست داشتن را دوست بدار ....ا

از تنفر متنفر باش و به مهرباني مهر بورز ....ا

با آشتي آشتي کن و

از جدايي جدا باش .... ا

خوبه دیگه خودم خودمو نصیهتم می کنم دیگه به خود کفایی رسیدممم

چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد

چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟

چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟

اما افسوس ... هيچ كس نبود

هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .

اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتي...

و حتي يك بار هم نپرسيدي

چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!

به اومید دیدار

نازنین دٌردانه ام نشکن دل دیوانه ام ای در فزان خانه ام جای تو خالی

+ خط خطی شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:28  توسط مهدی  | 

امروز با چشمانی گریان می نویسم

می نویسم و ....

از تنهایی

از تنهایی که دیگر برای همه و همه یک واژه ساده شده

در اتاقی نشسته و یاد دوران

خوشی را می کنم که دیگر

وجود ندارند

روزگاری که تنها فقط با یک هم بازی

سرم گرم می شد

یه نفر اینو برام فرستاده که:

وقتي به آسمون نگاه مي کني،

دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟

به اوني که کم نور تره قانع باش چون

اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن

من همیشه به همون کم نوره قانع بودم

اما وقتی که همون ستاره کم نور

بزرگتر و روشنتر شده منو گذاشته و رفتههههههههه

انگار که اصلا منو نمی شناسهههههههههه

نه یه بار بلکه هزاران بار این اتفاق برام افتاده

+ خط خطی شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 0:29  توسط مهدی  | 

تو زندگیم خیلی چیزا از خدا خواستم

خیلی خیلی زیاد

شمارش از دستم در رفته

بیشتر خواسته های عقلانیم رو بهم داده

می دونین چیه تو روایت ها داریم که

وقتی کسی برای اولین بار وارد مسجد الحرام میشه و

کعبه رو می بینه هر چی از خدا طلب کنه بهش میده

(بر کش ای مرغ سحر نغمه ی داودی باز

( بعدن داستان سفر حج رو براتون تعریف می کنم ))

وقتی برای اولین بار چشمم به کعبه افتاد خواسممممممممتم

من ازش خواستم اماااااااااااااااا

نصف اون چیزی رو که ازش خواسته بودم رو بهم داددددددددددد

و بعدش هم ازم گرففففففففففففت

شاید من لیاقتش رو نداشتمممممممممم

نمي دانم عشق را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود.

بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود.

بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود.

بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود.

وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

چرا اااااااااااااااااا

راستش هر روز که بیدار می شم میگمممممم دیگه امروز

یه فرجی مشهههههههههه

اما وقتی شب سرم رو رو بالش می زارمممممممممم

میبینم نه

( چون بعضی ها عکس هارو نمی تونن ببیند خوب نمی زارممممممممممم)

+ خط خطی شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:46  توسط مهدی  | 

این عکس شیش سالگی منه

حاااااااااااااااااا

البته کیفیت زیاد خوبی نداره اما

بیشتر از همه ی عکسای رنگی دوسش دارم

همیشه هم تو جیبم میزارم

نظر بدینننننن حاااااااااااا

+ خط خطی شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 7:18  توسط مهدی  | 

متين ترين كلمه "عشق" است.

جذاب ترين كلمه "آشنايي" است.

پاكترين كلمه "وجدان" است.

تلخترين كلمه "جدايي" است.

زشترين كلمه "خيانت" است.

سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي " است

سلام

من که جزو گروه آخرممممممممممم

واما ادامه ی داستان

خلاصه بعد ازاین ماجرا ها

رفتم تو یه بیمارستان و تنستم عکس بگیرم از پا هام

عصر همون روز رفتم واسه گرفتن جواب عکس

که خوشبختانه تو این جا شانس آوردم

و صافی هردو پای من از نوع سخت یا همون

Rigid

بود

تو قوانین هم اینجوری نوشتن که

 

بند 30

- صافي كامل كف

پا هر دو پا در انواع سخت

( Rigid ) و يا با تحدب شديد استخواني

و يا با انحراف پاشنه پا معاف دائم.

من این مسئله رو از تو اینترنت فهمیده بودم ولی

مطمئن نبودمممممممم

واسه همین و به خاطر تکمیل مدارکم

باید می رفتم پیش دکتر رسمی

رفتم اونجا

همه واسه گرفتن گواهینامه یا تمدید کردنتش اومده بودن

تا دکتر معاینشون بکنه

منم دیدم که مطب بدجور شلوغ

یواشکی خودمو کشیدم طرف در اتاق آقا دکتره

و رفتم تووووووووووووووووو

ای حال داددددددددد

بعد از این که دکتر عکسا رو دید

ازش پرسیدم که چطور معاف میشم

بگشت و به من گفت که اگه عکس ها مال خودت باشه و یکم هم شانس بیاری

شاید معاف بشششششششششی!!!!!!!!!

دو روز قبل مدارکم رو فرستادمممممممممم

تا ببینم جواب چی میشههههههههه

وای وای اگه معاف بشم...............

 

هوای مه گرفته و بوی خاک خیس خورده

از باران یاد تو را برای من تداعی می کند .

سالهاست که رفته ایی و هنوز ،

وقتی پنجره باز می شود ،

عطر تو مشامم را پر می کن

+ خط خطی شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 19:43  توسط مهدی  | 

 


Javascripts


style="BORDER-RIGHT: #999 1px solid; BORDER-TOP: #999 1px solid; BORDER-LEFT: #999 1px solid; WIDTH: 321px; BORDER-BOTTOM: #999 1px solid; HEIGHT: 249px" border=0 name=I1 marginWidth=1 marginHeight=0 src="http://m-blog.persiangig.com/sendmail/index.html" frameBorder=0 width=100 scrolling=no height=100>Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

Add knqx to Your Yahoo! ID

Submit Your Site To Over 50 Search Engines TODAY!

Submit Your Site for FREE!

URL

Email

Title

Keywords: