|
|
|
|
|
سلاممممممممم فرصتی نیست به دعای همتون احتیاج دارم کارم بدجور ی گیر کرده در مورد سربازی خدیا کمکم کککککککککککن (از دوستانی که هم نالم شدن خیلی خیلی ببخشن که نتونستم بهشون سر بزنم سرم بددددددددددد جوری شلوغه این چند روزه) به لینک های زیر یه سری بزنید ضرر نمی کنید........... بچه های روشن دلی که قایم باشک بازی می کنند وقتی مهران مدیری زیر آواز می زند ... دنیای هیجان آور اصلاح طلبان کره جنوبی عکسهایی از حاشیه دیدار ایران و چین معرفی سایت های مربوط به گوشی سونی اریکسون اين طوطي چرا قهر كرده؟ چرا غمگينه؟! تبلیغات ایران خودرو هم بنزینی شد/ تصویر تصاویری جالب از اصلاح مو روی سر کودکان جوکهای ضد بوشاحداث شعبه ی Mc Donalds در ...آباد!!!
|
||
|
+
خط خطی شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 23:51 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي- به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي- به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت- به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر- به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست سلامممم به شما اگه بگن عشق چیه چه جوابی دارید ؟؟؟؟؟؟ لحظاتم شده از عطر تو پر، روزهايم بي تو بي معني است! چشمهايم طلب نور ز دستان تو دارد و نَفَس، مي رود ،مي آيد به اميد فردا! کاش ميدانستي قلبم کودک است... بي امان پا به زمين ميکوبد |
||
|
+
خط خطی شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 7:22 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلامممممم دلی بیقرار در حسرت دیدار بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد
نا مهربانی آتشم زد................. خدا یا خیلی دوست دارم |
||
|
+
خط خطی شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 23:9 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلامممممممممممم یه حکایت جالب.......... زن بدکاری بود که سزایش رفتن به جهنم بود اما او را به بهشت می برند . از دلیل بهشتی شدنش سئوال می کنند و جواب می آید که این زن از بیابانی می گذشته ، سگی را دید که از شدت تشنگی در حال جان دادن است و اگر به آن آب نمی رسید می مرد . در آنجا چاه آبی بود که سطلی برای کشیدن آب از آن وجود نداشته .زن فورا تمامی لباسهایش را از تن درآورده و آن را تکه تکه کرده تا طنابی درست کند ، سپس طناب درست شده را در چاه می اندازد لباسها خیس آب می شوند زن آب لباسها را در دهان سگ می ریزد و آنقدر این کار را تکرار می کند که سگ سیراب میشود و از مرگ نجات میابد . زن بدکاره به خاطر همین کارش به بهشت میرود . هر چند این حکایت یه کمی دور از واقعت ه اما به هر حال به ادم امید می ده
می گویند :بدی در قبال بدی: سگسانی است خوبی در قبال خوبی: خرکاری است خوبی در قبال بدی، کار خواجه عبدالله انصاری ست! |
||
|
+
خط خطی شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 7:17 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روزی به خاطر مسافرتی که داشتم فرصت نشد به هم ناله های گلم سرر بزنم. ممنونم که بهم سر زدین جبران می کنم .... من هم ای یاران تنها ماندم آتشی بودم بر جا ماندم |
||
|
+
خط خطی شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 17:58 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
اکنون که در دام زمینم مرغ خاکستر نشینم بال پروازم دگر فرسود سلاااااااام بر چه فرود آمدیم بار کنید این چه جاست از دست بعضی هاااااااااااا یه خاطر جالب واستون بگم که هر وقت بهش فکر می کنم می بینم خیلی زمینی شدممممممم هیچ وقت یادم نمی ره اولین روزی رو که از مکه برگشتم از وقتی که پامو از گذاشتم روی زمین شروع شد بازم دروغ باز هم غیبت و باز هم .......... چرا چرا انسان ها هیچ وقت آدم نمی مونن بهم احساس نفرت از انسان بودنم دست داد چرا چرا چرا سفر کنم تنها روم تنها ره صحرا روم شوم نهان از دیده ها تا شاید ازدیده ها روم
|
||
|
+
خط خطی شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 23:33 توسط مهدی
|
|
||