|
|
|
|
|
يک سبد پايان برای دلم .... و يک شاخه عشق برای تمام آنهمه تنهايی هايم.... هرچی دوست دارم راهيِ عدم ميشه.... دلبستگی هايم به پايان نزديکه.... يه حس غريب باز منو اينجا کشيده.... بنويس از سر خط سلامی با لتماس علیک نگاهی با خواهش توجه و قلمی با حسرت روزگار و با غمی نهان از آینده می نویسم گر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيس نمیگم تنهام چون می دونم خدا رو دارم نمیگم ناز کش ندارم چون خدارو دارم خدا یا خدایا ااااااااااااااااااااااا برای تمامی زندگیم شکر آری مستم که نقش خود پرستی بر آب افتد زه می پرستی من ********* عمريست که از حضور جا مانديم در غربت سرد خويش تنها مانديم او منتظر است که ما برگرديم ماييم که در غيبت کبري مانديم ---------------- از همه ی دوستانی که بهم سر زدند و یادی از من کردن ممنونم چند وقتی بود که سر گرم گرفتن گواهینامه بودم شرمنده که بهتون سر نزدم. |
||
|
+
خط خطی شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 0:15 توسط مهدی
|
|
||