تبليغاتX
هم ناله کمکی کن
یک قدح می ‌نوش کن بر یاد من/گر نمی‌خواهی که بدهی داد من ...

 

نه از خاكم نه از بادم نه در بندم نه آزادم

نه آن ليلا ترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم

نه از اتش نه از سنگم نه از رومم

نه از سنگم فقط مثل تو غمگينم

فقط مثل تو دلتنگم .

چه غمگينم چه تنهايم ,نه پنهانم نه

پيدايم نه آرامي به شب دارم نه اميدي به فردايم

علیکم سلام

بعد از مدت ها دوری وبلاگم

آخر سر برگشتم

نوشتن برای بعضی ها (مثل خودم )

باعث آرامشه

و وقتی یه مدت از نوشتن دور باشی بدجوی

احساس دل تنگی به آدم دست می ده.

از تو چه شد حاصلم

همین

که از دلم قرارم روبوده ای

یه اتفاق جالب

تو دانشگاه یه دوست دارم که درست تو روزی

به دنیا اومده که منم به دنیا اومدم

فقط با 12 ساعت تفاوت

که البته جای شکرش باقیه که

من یه 12 ساعتی بزرگترم

آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد

يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد

دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
تا بعد...........

اگه شعر پایینی رو درست خواندی جایزه داریاااااااااااا

در این در گه که گه گه که که که که شود نا گه

مشو غره به امروزت که از فردا نی آگه

جایزت هم اینه که دوباره از اول بخوانی

 

+ خط خطی شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 0:24  توسط مهدی  | 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شب آهنگ
یادم آید : تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم
:
حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز ، نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نرمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ،نرمیدم
رفت در ظلمت من ، آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

+ خط خطی شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 0:5  توسط مهدی  | 

 


Javascripts


style="BORDER-RIGHT: #999 1px solid; BORDER-TOP: #999 1px solid; BORDER-LEFT: #999 1px solid; WIDTH: 321px; BORDER-BOTTOM: #999 1px solid; HEIGHT: 249px" border=0 name=I1 marginWidth=1 marginHeight=0 src="http://m-blog.persiangig.com/sendmail/index.html" frameBorder=0 width=100 scrolling=no height=100>Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

Add knqx to Your Yahoo! ID

Submit Your Site To Over 50 Search Engines TODAY!

Submit Your Site for FREE!

URL

Email

Title

Keywords: